مير سيد شريف راقم سمرقندى
70
تاريخ راقم ( فارسى )
بود كيخسرو زمانهء خويش * رفت تاريخ ماند « كيخسرو » مدت ملكش دوازده سال و دو ماه ، عمرش بيست و هشت سال بود و قبل از فوت او برادرش يوسف بيك و مادرش سلجوقشاه از عالم رحلت كردند و مولانا بنايى شاعر نيز درين وقت گفته : بيت نه از يوسف نشان ديدم نه از يعقوب آثارى * عزيزان يوسف ار گم شد چه شد يعقوب را بارى و حضرت مخدومى نيز درين باب گفته : بيت عمرى دل من ز شوق يعقوب طپيد * يعقوب برفت و روى يوسف نديد رنجى كه به من از غم يعقوب رسيد * هرگز يعقوب از غم يوسف نكشيد و اين رباعى نيز از مخدومى جامى است . رباعى در راه طلب طالب و مطلوب نماند * در بزم طرب راغب و مرغوب نماند نيل فلك از موج قضا طغيان كرد * در مصر لقا يوسف و يعقوب نماند تاريخ مدرسهء سلطان حسين ميرزا بايقرا در ولايت هرات در همين تاريخ 898 سلطان حسين ميرزا جهت علماى دين و فضلاى فضيلت آئين و سالكان راه يقين مدرسهء بنا فرمود كه كاردانان عقل و خوردهشناسان خرد انگشت تحيّر به دندان تفكر مىگرفتند . صاحبان علم مساحت ارتفاع اين خير البقاع را با پيش طاق لاجورد زرنگار فلك در يك مسافت ديدهاند . خير الانامى حضرت مخدوم جامى را در آن مدرسهء پرتزئين و در همان بناى بهشت آئين چون حضرت ادريس در مسند تدريس بودند جمهور طلبه از خوان افادهء آن مدقّق الاجتهاد نصيب و استفاده به قدر استعداد مىربودند . از براى تمامى مدرسهء عالى هر يك از فضلا تاريخها گفتهاند از آن جمله اين است :